ردپای سواد در باغچه

یک تجربه، ردپای سواد در باغچه | صفورا زواران حسینی | تیر ۱۳۹۹

2 دیدگاه دربارهٔ «ردپای سواد در باغچه»

  1. چه‌قدر عمیق و غنی بود این تجربه. مجمعی از آن‌چه همه‌ی ما به عنوان والد آرزو داریم بچه‌هایمان در کودکی تمرین کنند تا به مرور و در بزرگ‌سالی مجهز به آن مهارت‌ها و تجربه‌ها شده باشند. صبر، کار گروهی، مسئولیت‌پذیری، حمایت‌گری، چشیدن طعم شیرین رشد دادن و سبز کردن، تمرین سواد، آشنایی با دنیای حساب و کتاب و امور مالی، انصاف، خوش‌حالی و…
    ممنون و متشکر که این قصه‌ی پر مغز رو برای ما هم بازگو کردید.

  2. یک سوال هم دارم که البته اطمینان ندارم جای آن اینجاست یا نه. در طی بازگو کردن تجربه، از کودک یا کودکانی گفتید که به هر دلیل ممکن بود در روز بازارچه محصولی برای ارائه نداشته باشند.(خودشان نخواهند یا به رغم حمایت‌های شما و مربی‌های دیگر و هم‌گروهی‌ها مسئولیت کار خود را نپذیرفته و در نهایت محصولی برای ارائه ندارند.) دوست دارم از آن‌ها و آن‌هایی که با جمع همراه نشده‌اند بیشتر بدانم. چه اتفاقی معمولا رخ می‌دهد و شما چگونه از نظر روانی کودکی را که در مرحله‌ی آخر دستش به هر دلیلی خالی‌ست را حمایت می‌کردید؟ (با این فرض که کودک از وضعی که در آن قرار داشته ناراضی بوده)

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشتر ببینید:
به بالای صفحه بردن