تجربه خانگی، والدین فست فودی بچههای آبگوشتی | حسن احمدی | خرداد ۱۳۹۹
نشستها:
- نشست سی و ششم
- نشست سی و پنجم
- نشست سی و چهارم
- نشست سی و سوم
- نشست سی و دوم
- نشست سی و یکم
- نشست سیام
- نشست بیست و نهم
- نشست بیست و هشتم
- نشست بیست و هفتم
- نشست بیست و ششم
- نشست بیست و پنجم
- نشست بیست و چهارم
- نشست بیست و سوم
- نشست بیست و دوم
- نشست بیست و یکم
- نشست بیستم
- نشست نوزدهم
- نشست هجدهم
- نشست هفدهم
- نشست شانزدهم
- نشست پانزدهم
- نشست چهاردهم
- نشست سیزدهم
- نشست دوازدهم
- نشست یازدهم
- نشست دهم
- نشست نهم
- نشست هشتم
- نشست هفتم
- نشست ششم
- نشست پنجم
- نشست چهارم
- گفتار

7 دیدگاه دربارهٔ «والدین فست فودی بچههای آبگوشتی»
بسیار دلنشین بود. چنان که با شنیدن تمام نه بلکه آغاز میشود و چون موجودی زنده در ذهن میزید.
چه دوگانهی عجیبی است!!! آغازگری و تمامکنندگی.
که البته بیشتر به خود شخص بر میگردد تا چیزی که میبیند و میشنود.
سپاس از شما
“کسی که تا توانست راه نرفت”
“او که تلاش کرد تمامیت خود را زندگی کند”
(کاش تیتر زندگی ما همه میبود)
🙂
جناب آقای احمدی
لطفاً بفرمائید این جملات را از کدام ترجمهی کتاب میخوانید؟
کتابی که در دست بنده بود ترجمهی آقای مجتبی ویسی از نشر جهان نو است.
متشکرم