گفتار آغازین نشست پنجم

گفتار آغازین نشست پنجم، رنج سواد خانگی | درسا رضازاده | اردیبهشت ۱۳۹۹

4 دیدگاه دربارهٔ «گفتار آغازین نشست پنجم»

  1. درسا جان
    چه خوب توصیف کردی!
    استقامتی است؛ شبیه دوی استقامت در برابر دوی سرعت. شبیه کوه‌پیمایی در برابر صخره‌نوردی. قرار نیست چیزی را فتح کنی، قرار نیست کسی را پشت سر بگذاری، اتفاقی در آن بیرون قرار نیست بیفتد و قرار نیست‌های بسیار …
    ارگانیک است، طبیعی است؛ شاید طبیعی‌ترین جلوه‌ی فرهنگ یا فرهنگی‌ترین جلوه‌ی طبیعت! اگر آدمی را معجونی از طبیعت و فرهنگ – این دو سازه‌ی هم‌واره ناسازگار با هم – بدانیم، این چیزی که توصیف کردی از معدود حلقه‌هایی باشد که بتواند این دو را به هم متصل کند.

  2. درسا جان
    به واقع لذت بردم.
    احساس می‌کنم باید بارها و بارها حرف‌های تو رو گوش بدم. و دلم می‌خواد اون رو برای همه‌ی کسایی که می‌شناسم بفرستم.
    چقدر ساده، شیوا و شیرین صحبت کردی و چه‌قدر به دل نشست تجربه‌هایی که بازگو کردی.
    کاش هر دفعه و به طور سریالی یه پیش‌گفتار بری برای نشست‌ها.🌻🍀🌷

  3. عالی بود درسا جان تمثیل دو استقامت و دو سرعت و در تکمیل اون مثال عمو حسن یعنی مقایسه کوهنوردی و صخره نوردی (قرارنیست کسی رو پشت سر بذاری 🙂) خیلی کمک کرد به فهم جان کلام. خیلی لذت بردم

  4. سلام و سپاس از ارایه دیدگاه‌تان، برای من بسیار شنیدنی بود و نکات زیادی داشت. با توضیحات خوب شما، سواد خانگی برای من همچون مثال زیر از کتاب «توسعه ظرفیت» است.
    فرض کنیم که شما در یک ایستگاه اتوبوس نشسته‌اید و مشاهده می‌کنید که دو اتوبوس هم زمان در حال عزیمت به یک شهر هستند. با این حال، شما تفاوت‌های چشمگیری در چگونگی حرکت دو اتوبوس مشاهده می‌کنید.
    اتوبوس الف، دارای راننده و راهنما است که به طور مستمر نقشه‌های خود را بررسی می‌کنند و در صورت لزوم از افراد مطلع در راه سؤال می‌کنند که آیا واقعاً به سمت مقصد خود در حرکت هستند و یا نه؟ ایشان تلاش می‌کنند کوتاه ترین مسیر ممکن را یافته و طی کنند.
    اما
    اتوبوس ب، بعد از دو دقیقه متوقف می‌شود و همه مسافران از اتوبوس خارج می‌شوند. آنها در اطراف اتوبوس قدم می زنند، موتور را باز می‌کنند و بحث می‌کنند. سپس وارد اتوبوس می‌شوند و بعد از پنج دقیقه دوباره متوقف می‌شوند ……. و سپس همین روش در کل مسیر برای موضوعات مختلف و پاسخ به سوالات تکرار می‌شود.
    اتوبوس الف، بعد از ۲۰ دقیقه به شهر مقصد می‌رسد.
    اما اتوبوس ب، همان مسیر را طی دو ساعت طی می‌کند، زیرا منظور از سفر فقط رسیدن به شهر مقصد نبوده، بلکه هدف ارتقاء ظرفیت همه مسافرانی است که قصد تبدیل شدن به رانندگان و راهنماهای آینده را دارند. حرکت به این شهر فقط به عنوان عملی برای ارزیابی ظرفیت‌های همه و جستجوی بهانه‌هایی برای تقویت ظرفیت‌ها است تا آمادگی لازم برای انجام سفرهای بسیار طولانی‌تر کسب شود. مسافران، این سفر کوچک را فقط برای آشنایی با اتوبوس و بالا و پایین‌های سفر انجام داده‌ند. مسافران و رانندگان اتوبوس ب، از این سفر در درجه اول برای تقویت ظرفیت‌های ارتباطی، تصمیم گیری و ایجاد اجماع استفاده کرده‌اند.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشتر ببینید:
به بالای صفحه بردن